مامان نگار-

نگار در حال تمرين مفاهيم خوب و بده و اين روزها گاهي با خودش بلند بلند فكر مي‌كنه و ميگه كه كي و چي خوبه و چي بده ...

چند روز پيش صبح نشسته بود و داشت مي‌گفت: "بابا اوبه ... تا تا عبادي... دودوره ...ايوينگ" يعني بابا خوبه چون مي‌برش تاب تاب عباسي، سرسره و اله كلنگ" بعد هم اسم همه چيزها و كسايي كه مي‌شناسه رو مي‌گه و مي‌گه اوبه...

ديروز داشت ميگفت "بيو بابا بده ... عسيسيم اوبه و ...." يعني "برو بابا بده و عزيزم خوبه"

چند روزه كه ياد گرفته با صداي بلند سلام كنه و بعدش هم برا خودش دست مي‌زنه و ميگه "آبرين"