خوبها و بدها ...
مامان نگار-
نگار در حال تمرين مفاهيم خوب و بده و اين روزها گاهي با خودش بلند بلند فكر ميكنه و ميگه كه كي و چي خوبه و چي بده ...
چند روز پيش صبح نشسته بود و داشت ميگفت: "بابا اوبه ... تا تا عبادي... دودوره ...ايوينگ" يعني بابا خوبه چون ميبرش تاب تاب عباسي، سرسره و اله كلنگ" بعد هم اسم همه چيزها و كسايي كه ميشناسه رو ميگه و ميگه اوبه...
ديروز داشت ميگفت "بيو بابا بده ... عسيسيم اوبه و ...." يعني "برو بابا بده و عزيزم خوبه"
چند روزه كه ياد گرفته با صداي بلند سلام كنه و بعدش هم برا خودش دست ميزنه و ميگه "آبرين"
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۷/۰۵ ساعت 10:57 توسط نگار
|
اسم من نگاره. 7 دي 87 به سیاره شما سفر کردم و زمینی شدم... شنیدم تو سیاره شما آدم بزرگا وبلاگ می نویسن اما به سلیقه خودشون! من می خوام وبلاگ بنویسم اما نه به سلیقه آدم بزرگای خاکی که نگاهشون هم دیگه به آسمون نمی افته ... فعلا مامان بابام وبلاگمو بروز ميكنن ...